گزیده ای از اندر احوالات یوم الله میلادی 29 خردادماه سالروز ولادت پژمان تابناک آسمان ولادت علیه والسلام
برنده ی جایزه ی نوبل بهترین اسکار قرن
دکترای افتخاری برای بهترین قافیه و وزن و محتوا
آن روز تولدت بود...
اهم!...
ببخشید!
آن روز تولدت بود!
آخه اون روز چه وقت تولد بود؟!
آبت کم بود؟
نونت کم بود؟
قند خونت کم بود؟
تولدت دیگه چی بود؟
ما در جبهه های جنگ لت و پار!
چطور رفت پایین از گلویت آن کیک؟
ما مردیم و جان دادیم و ندا خورد تیر!
تو دلت در پی یک کادو اسیر!
چاقو ز لباس شخصی اندر بدنم قاچ قاچ
همانند چاقویی که کیک را می برد!
خون فواره میزند در هوا
چون شکلات و خامه و مربا
به! به!
کادو ها با نظم و ترتیب یک جا نشسته پروردگارم!
باز میکنی دانه دانه با ولع
چون دلاورمردان سپاه که پیراهن مرا می درند
کاغذ کادو میشود پاره پاره
مواظب باش در کادویت بمب نباشد
یکی از اقوام برایت سرباز پلاستیکی آورده
دیگری موشک سوتی!
آن دگر تفنگ ساچمه ای که دو تا تیر میزنی خراب میشه!
از اونا!
فرد خاصی از برایت شمشیری ناتیز آورده...
بر رویش نقش بسته کیل بیل!
و من به تو هدیه ای ندادم....
چه بهتر که ندادم!
ای عامل ضد صلح بشریت
بگو به من کیک تولدت بود زرد؟
برف شادی بر سرت می ریزند میهمانان
در خیابان در چشم ما گاز اشک آور می فسفسند
تو در خانه ات فشفشه فشان در دست فشفشه را می فشانی و می فشفشی
ما به زیر تیربار تیر نا پلاستیکی ناجوانمردانه کشته میشویم هی!
تو با تفنگ آبپاشی که بستگان آورده اند
آب می پاشی روی گربه ای در حیاط خانه ات
مرا ببین چگونه زیر فشار آب جوش دم نکشیده می سوزم
جیزززز!
ما ساعت 10 بر پشت بام منازل غریو الله اکبر سر داده
شما هپی برث دی تو یو؟
تولدت مبارک... الله اکبر!

نکته: 50 درصد افرادی که این شعر را میخوانند تا آخرش دنبال وزن میگردند!
از کتاب اشعار نوی سیاه! دفتر دوم منظومه ی اندری!