موقعیت وَ تراکم شده مستوجب امر که جماعت متظاهر و ریاکار شدند
به تنش جامه بپوشانده و اندر اخبار همگی طعمه ی سگ های نرِ هار شدند
بنگ، بنگی شده مرگی شده دهشت انگیز همه دیوانه و مجنون و خل انگار شدند
سرتان درد نیارم همه حرفم این است
که مهم نیست براشون، سرشان پایین ایست
تو مرا ضربه بزن مرد، به من کینه بورز در توانت مبود روح مرا در شکنی
قصد من کن پس از آن لرزه فکن بر بدنم به تو امید مباشد ز تنم جان فکنی
ز من اینگونه شکایت کن و انجامم ده همه انجام دهید این ز من و جا نزنی
لگدی زن در ماتحت من و خوب بزن بدنم را که سفید است سیه کن حسنی*
سرتان درد نیارم همه حرفم این است
که مهم نیست براشون، سرشان پایین است
.........
به قول شاعر... بگو جکسُن چه وزنی بود بر ابیات شعرت بار کردی! / سرودن را چنین بر خویشتن دشوار کردی!
جومونگعلی*
در آستانه ی ورود پرافتخار جومونگ به ایران...
سخنگو: دوستان لطفا سوالات خودتونو مطرح کنید.
خبرنگاران صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران: آقای جومونگ! آخر جومونگ چی میشه؟! آقای جومونگ من پسرم نوکر شماست! آقای جومونگ! آقای جومونگ! میشه امشب شام بیاین خونه ی ما با هم جومونگو ببینیم؟ آقای جومونگ من بدون سانسورتو دیدم! من دو و سه و چهارتم دیدم! آقای جومونگ من زنم عاشق شماست! آقای جومونگ! آیا چوسان قدیم از پس گوگوریا بر می آد؟! آقای جومونگ! شما خیلی بدون ریش بهتری! آقای جومونگ! ببین من خوب اداتو در می آرم؟ "هو چی ها شو ها هو هیا!!!" آقای جومونگ! آیا این شایعات درسته که شما سوسانو رو طلاقش دادین؟!
- ساکت! اینجوری که نمیشه یکی یکی صحبت کنین!
- آقای جومونگ! مردم خیلی مشتاق هستند که شما اون صحنه ی کتک خوردن جومونگ از تسو رو برامون اجرا کنین! شما خیلی تو اون صحنه خوب بازی کردین!
حسنی = نام مستعار یک شکنجه گر، حسن جراح، کنایه از کسی که حسن است و شکنجه می کند.
جومونگعلی = کسی که دیوانه ی جومونگ باشد، انسانی که سریال های کروی را حتی به جان کودک خود ترجیح می دهد، در برخی موارد واژه ی مأنوس یانگومعلی نیز به کار می رود.
گفته می شود اشخاصی خواستار نامگذاری فرزند خود و حتی تغییر اسم خود به جومونگ شده اند که هم اکنون تحت درمان روانپزشک می باشند.
پ.ن: می گن پسر نوح با سگان بنشست، خر اصحاب کهف گم شد. حکایت این جومونگه





