تبليغاتX
اندرمیان - 13... تو هم خوبي...
 

خانمها آقايان...

بالآخره دعاهاي شما نتيجه داد

ممد حالش خوب شد...

يعني از اول هم حالش خوب شد...

منظورم اينه كه... انقدر دعاهاتون خوب كار كرد كه... از اولش هم حالش خوب بود!

ببخشيد... دروغ 13 كه ميدونيد چيه؟ عجب رسم پدر درآريه ها!

با حرفاي قشنگي كه خيلي از شماها زدين، به سختي دارم ميگم كه ممد حالش از اول هم خوب بوده و اون حرفا دروغ بود...

حالا ما يه معذرت خواهي بزرگ (خيلي خيلي خيلي بزرگ) به همه شما بدهكاريم. مخصوصا به اونايي كه بيشتر نگران شدن و بيشتر برامون مايه گذاشتن. كساني مثل سعيد (زيگول) كه ميخواست قبل از اينكه برگرده دانشگاهش تو تبريز يه پست ديگه بزاره اما گويا خبر دروغ ما انقدر غمگينش كرد كه بيخيال گذاشتن پستش شد. كساني مثل احمد عزيز كه اينهمه دعا كرد. اون هم چه دعاهايي... دعاهايي كه الآن هم كه ميخونمشون ناراحت ميشم كه همچين دوستي رو بي دليل غمگين كرديم. كساني مثل فرتا كه براي ممد حتي اشك هم ريخته... فرتا جان، كاش همانطور كه گفتي "باور نميكنم"، واقعا باور نميكردي... نميدانم، شايد هم بهتر باشه اين دروغ ما باعث نشه كه تو آدمي به همه چيز شكاك بشي... كساني مثل انسان(ابله سابق) ... يا محيا... از همه معذرت ميخوام.

باور كنيد برخلاف چيزي كه فكر ميكرديم موقع خوندن نظراتتون اصلا خنده‌مون نگرفت... برعكس، همش ناراحت بوديم از اينكه حالا با چه رويي واقعيت رو به شما بگيم. فقط ناراحت بوديم.

اما، دروغ چرا؟... از يه طرف هم من خوشحال شدم. چون فهميدم كه اگه يه روز من هم چيزيم بشه، كساني هستند كه انقدر براشون مهم باشم. (البته اگه همين الآنش هم چوپان دروغگو نشده باشيم)

دوستان، از همه شما ممنونم، و از همه‌تون طلب مغفرت ميكنم! حلالمون كنيد...

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 14:22  توسط پژمان  |